بيا اينجا بخند | |
نامه مجنون به لیلی
01:14, Tuesday, July 15, 2008
.. Link
نامه مجنون به لیلی گله ميكرد ز مجنون ليلي - كه شده رابطهمان ايميلي عشق وقتي بشود داتكامي - حاصلش نيست به جز ناكامي بهرت ايميل زدم پيشترك - جاي سابجكت نوشتم: به درك به درك رابطه گر خورده ترك - قطع آن هم به جهنم به درك مرگ ليلي نت و مت را ول كن - همه را جاي OK كنسل كن اگرت حرفي و پيغامي هست - روي كاغذ بنويس با دست خسته از Font و ز Format شدهام - دلخور از گردالي @ (ات) شدهام كرد ريپلاي به ليلي مجنون - كه دلم هست از اين سابجكت خون زودتر پيش تو خواهم آمد - هي مرتب به تو سر خواهم زد نامهاي پست نمودم بهرت - به اميدي كه سرآيد قهرت...
اتوبوس سرچهار راه رسيد. پيرمردي از مسافرها، عصايش را روي پشت شاگرد راننده گذاشت و گفت:
روزي شخصي به عيادت دوستش رفت و حال او را پرسيد.
پسر به پدرش گفت: پدرجان! چرا بعضي از آدم ها اين طوري حرف مي زنند، مثلاً مي گويند فرش مرش، كتاب متاب، اسباب مسباب؟ پدر با خونسردي جواب داد: پسرم! اين كار آدم هاي بي سواد مي سواده!
3 مشخصه موبایل ندیده ها:
غضنفر ميخواسته خودكشي كنه يه تير به مغز خودش شليك ميكنه، نيم ساعت بعد ميميره! از همه دنيا دانشمندا جمع ميشن كه ببينيد قضيه اين چي بوده، بعد از دوسال تحقيق ميفهمند كه تيره تو اين مدت داشته دنبال مغزيارو ميگشته!!! |
About MeMy Profile Archives Friends My Photo Album LinksCategoriesRecent Entriesنامه مجنون به لیلیFriends |